سایت رسمی آزمایشگاه نیـلو سایت رسمی آزمایشگاه نیـلو
پایگاه اطلاع رسانی تستهای غربالگری پیش از زایمان (سلامت جنین) و نوزادان
درمان سرطان با سایبرنایف
بیمارستان فوق تخصصی سرطان بیکن در مالزی.درمان موثر تومورهای سرطانی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 30 مرداد ماه سال 1390

سلام

احوال دوستان عزیز

اول از همه باید اعلام کنم از این به بعد بنده دیگه بسیار کمتر به ایمیل ها و مسیج ها و کامنت ها و ... دوستان جواب میدم چون واقعا نمیتونم

خیلی خوشحالم چون بالاخره بعد از چندین سال دارم میرم دانشگاه !

تابستون خوبی داشتم و همه چیز خوب گذشت ... 

باید بگم خیلی متاسفم که کم مینویسم ولی خوب یکم هم شما با من راه بیاید

در ضمن اینکه اینجا من روزانه و گاه تا گاه مینویسم پس اگر مطلبی تکرار میشه یا با مطلب دیگه ای در تضاده این برداش روزانه من از زندگیه و نمیتونم برگردم و همه چیز رو اصلاح کنم

بد ندیدم در این زمان یجورایی توضیحاتی در مورد دانشگاه در کانادا بدم

اینجا تحصیلات بعد از دبیرستان در کالج و دانشگاه میتونه ادامه پیدا کنه

البته شما میتونید جذب برنامه های کارآموزی عملی هم بشید که اینجا بهش نمیپردازیم

بعضی به غلط تصور میکنند که همه اول میرند کالج و بعد میرند دانشگاه ولی این فقط بک مدل هستش ... به یاد داشته باشید در کانادا تحصیل و افزایش دانش همیشه ادامه داره و هر کس در خر مقطعی میتونه به نظام تحصیلی بپیونده

دانشگاه معمولا روند تئوریتری داره و معمولا چهار سال طول میکشه - ولی مثلا رشته من چون بکسال آموزش عملی هم داره پنج سال طول میکشه - و هزینه بیشتری داره و افراد تقریبا تا پایان پنج سال نمیتونند در مقام شغلی خودشون بصورت رسمی کار کنند و فقط میتونند کار آموزی کنند و بصورت دستیار کار کنند.

ولی در کالج که معمولا دوره هاش دو سال یا یکم کمتر ب بیشتر طوا میکشه درسها تئوری و هزینه ها پایین تر از دانشگاه هستش. در ضمن اینکه ورود به بازار کار هم راحت تره ولی فارق التحصیل های کالج بجای مقامهای مدیریتی معمولا در جایگاه های فنی و اجرایی کار میکنند.

در خیلی از موارد هست که افرادی با سایقه کار طولانی برای بروز کردن و تکمیل کردن مهارتهاشون با فارغ التحصیل های دانشگاه برای یاد گرفتم کار عملی برای یک دوره میرند کالج.

فعلا مرخص میشم

ارادت فراوان

رامین

شنبه 10 اردیبهشت ماه سال 1390


سلام

امروز عروسی سلطنتی شاهزاده ولیام نوه بزرگ ملکه و کیت میدلتون یکی از نجیب زاده های انگلستان بود. این عروسی در کل پادشاهی متحده و در کانادا به عنوان جزئی از اون سر و صدای زیادی به پا کرد.

همون طور که بارها نوشتم کانادا جزئی از پادشاهی متحده انگلستان (United Kingdom of Great Britain) هستش و بصورت قانونی ملکه فرمانروای کانادا هم محسوب میشه.

نمیدونم ولی یک جورابی اسم سلطنت و ملکه به آدم یک نوع شور و نشاط میده. من که اینجا ازه واردم ولی چه در انگلستان و چه در کانادا همه برای این عروسی به فعالیت افتاده بودند همه شبکه های خبری پخش مستقیم و پخش دوباره عروسی رو جزو برنامه هاشون داشتند.

منم با اینکه وجود سلطنت و فرمانروایی یک خرد با خاندان برو عموم توی ایدئولوژیم نیست وای یک جورایی سلطنت اینجا رو نمادی زیبا و شکیل و عاملی برای تحکم قدرت میدونم. خلاصه اینکه این عروسی ما رو هم خیلی خوشحال کرد. بالاخره این آقا به احتمال زیاد پادشاه آینده خواهد بود.

این عکس هم مهم ترین و به یاد موندنی ترین عکس عروسی بود. بوسه عشق که به کنار ولی دختر بچه کنار تصویر هم توجه خیلی ها رو به خودش جلب کرده و خبرهای زیادی ازش منتشر شده. طبق خونده های من این خانوم کوچولو کوچکترین نوه ملکست و توسط عروس برای ساقدوش انتخاب شده. چیز دیگه ای هم که توجه های زیادی رو جلب کرده لباس ساده و صمیمیت عروس بود که همه ازش تعریف میکردند.

از طرف دیگه درسته دوماد شاهزادست و خرش خیلی میره ولی طبق خبرهای واصله ایشون خلبان گشت امداد و نجات هستش و طی دو هفته باید سر کارش برگرده.


دیدم حیفه از این عروسی یادگاری توی وبلاگم نگذارم.

یک سری عکس هم توی ادامه مطلب میگذارم.


ارادتمند

رامین


برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید
چهارشنبه 17 فروردین ماه سال 1390

سلام

به توصیه یکی از دوستان از این به بعد حداقل ماهی دو سه تا پست میزارم

در ضمن در مورد هزینه های مهاجرت من تقریبا هیچی نمیدونم ... همه خرجها از جیب جناب پدر شده پس سوالای مالیتون رو نمیتونم جواب بدم

فعلا امتحان زبان دانشگاه رو دادم و از اون طرف هم امتحانای میان ترممون تموم شده ... نمره اینا و نتیجه امتحان زبان معلوم میکنه من دانشجو بشو هستم یا نه !

فعلا بخاطر مشکلات عاطفی حسابی داغونم ... سر یه دو راهی گنده گیر افتادم و فقط نمیخوام کار اشتباهی بکنم

یواش یواش داره دوسال میشه که اومدم اینجا

دوباره تکرار میکنم "" من خیلی راضیم که اومدم اینجا ""

کانادا سرزمین آرزوهاست ... البته اگه مثل من آرزوهاتون رو توی ایران جا گذاشته باشید خیلی سخته

خواهشا وقتی با خدا تنها شدید من رو هم دعا کنید ... من قول میدم اگه به جایی رسیدم همیشه یاد این روزا باشم و هیچوقت گدشتم رو فراموش نکنم و باد توی غبغب نندازم

ارادتمند همه شما

رامین

دوشنبه 15 فروردین ماه سال 1390

سلام

ممنون از همه نظراتتون

نمیتونم خیلی زود جواب همه رو بدم ولی به مرور سعی میکنم یکی یکی جواب بدم و بعد منتشر کنم

پروژه برنامه صوتی اونطور که میخواستم بازخورد خوب نداشت برای همین فعلا تعطیل شد

خیلی از دوستان گاه دارند که چرا زود به زود آپ نمیکنم ... باید بگم که داثعا من هم سرم شلوغ شده و معمولا از صبح تا شی بیرونم و مثل قدیم وقت آزاد زیادی برای نوشتم و کار کردن توی وبلاگ ندارم ... دنبال یکی هم بودم که کمکم کنه که متاسفانه کسی رو پیدا نکردم

دوستانی در مورد زمان بین مراحل مختلف مهاجرت سوال کردند ... باید بگم برای ما چهار ساله وقت مصاحبه اومد بعم هم توی یکسال و نیم یا دوسال و نیم وقت مدیکال اومد و آخرش هم سه ماه بعد از مدیکال گفند بیاید برای ویزا ... ولی این هیچ چیزی رو برای شما ثابت نمیکنه و این زمانهای برای هر پرونده کاملا متفاوته

راسی باید از دوستانی که دوباره با کلمات گهربارشون بنده رو به باد فحش و فضاحت گرفند هم تشکر کنم ... این دوستان واقعا به من لطف دارند و نمیدونم چرا هر دفعه که من یه مطلبی میگذارم این دوستان حتما باید پایینش برای من چرت و پرت بنویسند.

فعلا دارم تمام سعی و تلاشم رو میکنم برای رفتن به دانشگاه ولی در مورد بعد از دانشگاه زیاد مطمئن نیستم ... شاید برگردم ایران برای خدمت به وطن شاید هم بصورت پروازی شش ماه شش ماه بین ایران و اینجا جا به جا بشم.

اینجا چند وقتی بود هوا بهاری شده بود و من رو به یاد اول بهار در نصف جهان مینداخت ولی دوباره دبروز و امروز یه برف و بارون ملایمی اومد و هوا یکمی سرد شد. دلم برای اصفهان و عزیزانم در اونجا یک دره شده ... هیچ کجا هوای زنده رود رو نداره و هیچ کس مهربونی و عاطفه اون آشنایان رو برای من جبران نمیکنه.

فعلا میرم و قول میدم بیشتر بنویسم

ارادتمند

رامین

   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>